کانون وبلاگ نویسان ایران

۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه

اى مسلمين جهان ، آيا ميدانستيد كه "قر آن" بيست سال پس از فوت محمد(ص) بوجود آمده؟


بعبارتى آن چيزى كه شما بر سر و چشمتان ميگذاريد را اصلا محمد نديده و نميشناسد.
آنچه در آن شكى نيست و بدرستى در تاريخ ثبت است، گرد آورى كتاب پيامبر اسلام پس از مرگ او بوده است. يعنى پيامبر اسلام در زمان حيات خود هرگز سعى در جمع آورى سروده هايش نكرد، اما پس از وى چنانچه در صحيح بخارى آمده است :
ابوبكر هنگام جنگ يمانه "زيد بن ثابت" يكى از منشيان "حضرت محمد" را فراخواند "عمر" هم حضور داشت و گفت : در جنگها ، كشتار كسانيكه قر آن را حفظ بوده اند شدت يافته و من بيم آنرا دارم كه اين كشتار ادامه پيدا كند، در نتيجه قسمت زيادى از قر آن از بين برود . بنظر من تو به جمع كردن قر آن اقدام كن. "زيد" به "عمر" ميگويد: چگونه من كارى كنم كه خود پيامبر نكرده است؟
در تاريخ آمده است، كه پنج نفر در ميان ياران پيامبر اسلام بودندكه در پى حفظ آيات و سروده هاى پيامبر اسلام ، آنان را بر روى پوستهايى مينوشتند.
اول- امام على
دوم-زيد بن ثابت
سوم-ابى بن كعب
چهارم-معاذبن جبل
پنجم-عبدالله بن مسعود
بارى، "زيدبن ثابت" در هنگامه "ابوبكر" براى گرد آورى قر آن قانع نميشود و براى دريافت قرايت صحيح آن ، جوياى كسى ميشوند كه آنرا حفظ كرده بود ، به "عمر" خبر ميدهند كه آن شخص در جنگ يمانه كشته شده است: از آن پس "عمر" بر آن ميشود كه حتما قر آن را گرد آورى كند (المصاحف)

خيلى باحاليما نه؟

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

گوشه ای از مضرات روزه برای سلامتی به قلم دکتر ویلیام جارویس

نوشته‌شده در ژوئیه 24, 2011 به‌دست vision

Description: http://visionisthetruth2.files.wordpress.com/2011/07/lm_jarvis.gif?w=100&h=100پروفسور دکتر ویلیام جارویس استاد بازنشته دانشکده پزشکی لوما لیندا(امریکا) ،متخصص سلامت عمومی و مدافع حقوق مصرف کنندگان در آمریکا است.تخصص های او شامل بهداشت آب، سلامت عمومی، پیشگیری و واکسیناسون و تکنولوژی غذا است. دکتر جارویس از مخالفان سرسخت روزه نیز هست. متن زیر ترجمه ی مقاله ای از این نخبه پزشکی آمریکا درباره مضرات روزه برای بدن است.(تخلیص شده) این مقاله به عنوان یکی از رفرنس ها در ویکی پدیا در بخش مضرات روزه (مدخل روزه) هم به کار رفته (رفرنس شماره 10 در ویکیپدیای فارسی-توضیح روزه)

Fasting

William T. Jarvis, Ph.D

روزه شامل دست کشیدن داوطلبانه از خوردن آب و غذا یا فقط غذا برای مدت مشخص است. روزه دارای سابقه ای طولانی در تاریخ است که به دلایل مختلف مذهبی و سیاسی انجام می شده است. برخی پزشکان مذهبی برای توجیه و تراشیدن فواید علمی برای آن، از روزه به عنوان پاکسازی بدن و یا درمان هر درد! یاد میکنند.از آن جمله می توان به هربرت شلتون نویسنده کتاب fit for life اشاره کرد که در سال 1981 منتشر شد و پر از اطلاعات علمی اشتباه بود.

برخلاف ادعاهای طرفداران، روزه بدن را پاکسازی نمی کند و باعث استراحت کبد نمی شود.ولی البته باعث انباشت سم در بدن و امراض کبد می شود! چون با فشار بر کلیه باعث انباشت ترشحات سمی مانند اوره می شود.

روزه می تواند برای سلامتی خطرناک باشد. به ویژه وقتی به دلایل مذهبی و سیاسی و بدون توجه به مسایل علمی و پزشکی اتخاذ شود. مثلا در رژبم روزه ای شلتون (که همانطور که قبلا اشاره شد پر از اشتباهات علمی هم بود)، شکل و مدت روزه برای افراد در سنین و شرایط گوناگون بدنی کاملا متفاوت بود. ولی در روزه های مذهبی و سیاسی همین مسائل هم رعایت نمی شود.

طرفداران روزه می گویند به دلیل روزه بسیاری از سموم از بدن خارج می شود. اما باید بدانید در مقابل شما در معرض هپاتیت، اختلالات کلیه، بیماری های خون، بیماری های قلبی، ورم مفاصل بیماری های اعصاب و روان یا حتی سرطان — بسته بر شرایط ارثی و یا نقاط ضعف ساختاری بدن شما – قرار می گیرید

تغییرات شیمیایی در خون در طول روزه میتواند تاثیرات خطرناکی بر سیستم بدن داشته باشد.از جمله احتمال مسمومیت‌های استامینوفنی که همراه با برخی داروها رخ میدهد. برهم خوردن تعادل گرمایی بدن، تشنگی مفرط، ضعف و نقصان مواد غذایی مورد نیاز بافت‌های بدن از جمله جنبه‌های منفی روزه‌گرفتن است. ایجاد حالات عصبی همراه با سردرد، بیخوابی و خستگی مفرط از دیگر عوارض روزه‌ داری است.

هنگامی که بدن با کمبود انرژی مواجه می‌شود بدن طی فرآیندی به نام کاتابولیسم شروع به شکستن ماهیچه‌ها و دیگر بافت‌های پروتئنی و تبدیل آن به انرژی می‌کند. این کاتابولیسم (در حالت روزه) در واقع نوعی «خود خوری» محسوب می‌شود که با تولید اوره و آمونیاک (به عنوان مواد فرعی) منجر به افزایش اسیدیته خون می‌شود. نتیجهٔ اسیدی شدن خون ضعف، خستگی شدید، کج‌خلقی، افسردگی، کاهش میل جنسی و احساس کسالت است.

روزه علاوه بر سمی کردن خون با مواد اسیدی، مانع از دفع کامل آنها از بدن نیز میشود. روزه باعث از دست رفتن سریع آب، پتاسیم و سدیم میشود. کاهش آب بدن منجر به کاهش حجم خون و در نتیجه کاهش فشار خون خواهد شد که به سرگیجه، احساس ضعف و یا غش منتهی میشود. کمبود شدید پتاسیم منجر به بهم خوردن ریتم ضربان قلبی میشود. این افت تپش قلب حتی ممکن است در مواردی به مرگ بینجامد. کسانی که روزه می‌گیرند ممکن است همچنین به کم‌خونی، ضعف ایمنی بدن، آسیب‌های کلیوی یا کبدی مبتلا گردند. همچنین آسیب‌های معده-روده‌ای یا نارسایی‌های گوارشی میتواند تا چند هفته یا چند ماه ادامه داشته باشد. روزه خصوصاً برای کودکان خطرناک است. از دست رفتن آب بیش از حد باعث کاهش سطح هوشیاری و یبوست و سنگ کلیه نیز می شود.

اثرات جسمی روزه:

به جز مغز که بیشتر از هر ارگان دیگری در بدن نیاز دائمی به گلوکز دارد و کمبودش باعث آسیب به مغز می شود، پایین آمدن شدید قند خون در نتیجه روزه باعث می شود بدن برای تامین کالری مورد نیاز شروع به کاتوبولیسم تجزیه بافت عضلانی و سایر پروتین های بدن کند. در هنگام روزه ، شکل کاتوبولیسم بدن تبدیل به “خود خواری” می شود که با ترکیب با سایر نتایج روزه مثل افزایش آمونیاک و اوره منجر به ضعف، خستگی، تحریک پذیری، افسردگی، میل جنسی کم، و احساس بیماری می شود.

روزه منجر به از دست دادن سریع آب، سدیم و پتاسیم است. این کار سبب کاهش حجم خون می شود همچنین کم خونی، کاهش ایمنی بدن، پوکی استخوان ، صدمه به کلیه ، یا آسیب کبدی از عوارض دیگر روزه است.

روانشناسی روزه:

روزه از دید مذهبی ارتبط زیادی با “خود آزاری “دارد.مرتاضان اعتقاد دارند بزرگترین رشد و لذت روحی آزار دادن و ضرر زدن به خود است.این موضوع به ضرورت ریشه ای ارتباط نزدیکی با فقدان اعتماد به نفس دارد.آنها از زجر و درد لذت می برند. مرتاض ها و افراد شدیدا مذهبی وقتی اتفاق خوبی برایشان می افتد احساس بدی می کنند زیرا خود را لایق ان نمی دانند و احساس بی ارزش بودن می کنند.

یکی از این افراد می گوید: ” وقتی بیمار ویا ناراحت هستم تفکر می کنم. در هنگام شادی تنها غفلت وجود دارد، پس من شادی نمی خواهم.من فقط درد و رنج می خواهم!

در پایان به شدت توصیه می کنم از روزه طولانی بپرهیزید.به خصوص اگر روزه شما شامل آب نخوردن هم هست، بیش از 6 ساعت آن را ادامه ندهید.ویا منتظر عواقب آن بر سلامتیان باشید.

لینک مقاله اصلی به انگلیسی

روزه و مرگ سلولهای مغز:

زمانی که بدنی گرسنه میماند، ابتدا به پلی ساکاریدی بنام گلیکوژن در کبد دست مییازد اما میزان گلیکوژن در کبد به آنقدر نیست که پاسخگوی چند ساعت گرسنگی را بدهد.پس بدن شروع به استفاده از چربیها میپردازد و چربیهای ذخیره شده را به نوعی کتون (cetone) تبدیل میکند. ( بوی بدی که از دهان روزه دار میآید، از همین کتون است)بیشتر سلولهای بدن این کتون را بعنوان ماده مغذی بکار میبرند.بغیر از مغز! بلی مغز فقط از گلوکز برای تهیه انرژی جهت فعالیتهای خود بهره میبرد.

گاهی اسلامگراها در باره تعداد سلولهایی سخن میگویند که در اثر استفاده از الکل از بین میرود.آیا تا بحال کسی تحقیقی در باره میزان مرگ سلولهای مغزی که در یک رمضان از کف مسلمانان میرود، تحقیق کرده است؟

و نکته ای از این اسف بارتر :دختر بچه ای را در نظر بگیرید که علیرغم سن رشد خود و فعالیت بیشتر بدنی از بزرگسالان، مجبور است 16 ساعت گرسنگی بکشد؛ چه بلایی بر سر مغز او میآید؟ آیا کسی تحقیق کرده است؟

دستگاه گوارش انسان دارای هورمونهای بخصوصی است که بشکل سیستم پیچیده و بسیار دقیقی دستورات لازمه را برای کل بدن صادر میکند .وقتی بدنی گرسنه میماند، بدن خود را به حالت شبیه کشوری (البته با مدیریت خردمندانه) در معرض قحطی میبیند. به همه سلولهای بدن دستور میرسد که کمتر مصرف کنند، میزان انتقال مواد مغذی به سلولها هم کاهش مییابد.یعنی متابولیسم بدن کند میگردد .حالا تصور کنید که معده فردی با خوردن سحری تا خرخره پر شود. دستور هورمونها بر متابولیسم چه خواهد بود؟ بعد این بدن بدبخت 16 ساعت گرسنگی بکشد و سپس سر افطار تا خرخره پر شود. رسماً هورمونها به حالتی مانند دیوانگی خواهند رسید .نهایتاً در آخر چند روز متابولیسم بدن فلج میشود.

در طب بهترین نوع غذا خوردن اینست که "بمقدار کم" و به "فواصل کم" خورده شود. اين سفارشی است که به بيماران قند خون، هم می شود آن هنگام که به مقدار کم و به فواصل کم خوراک خورده می شود بخودی خود قند خون تنظيم می شود. بنابراين نشان می دهد بدن تنظيم ديگری بجز آنچه مذهبيون سفارش می کنند دارد. کسانی که روزه سفارش می کنند از کمبود اکسيژن درمغزشان دچار تخيلاتی شده اند که آنرابيماری خودخوری هم میتوان نام برد.

هر کس خلاف این مسئله را بگوید یا از متابولیسم بدن زنده خبر ندارد یا انگیزه های دیگری دارد .تصفیه خون و پاکسازی بدن و... حرف های نادرستی ست که پایه ی علمی ندارد و یا از جانب پزشکان بی مسئولیتی گفته میشود که مصلحت را به حقیقت می فروشند.

در کنار آن ما به بعضی از مواد برای کارکرد صحیح بدن خود نیاز داریم: مثلاً به اسیدهای چرب اشباع نشده، به مقداری کلسترول، بعضی از اسیدهای آمینه، برخی از ویتامینها و مینرال ها که به عنوان کاتالیزور فرآیندهای متابولیسم بکار میآیند.و...از این روست که آدمی نیاز به خوردن غذاهای متنوع دارد تا بتواند این موادی را که کبد خود قادر به تهیه آنان نیست را تهیه کند. حالا نگاهی به منوی سحری و افطاری ملت بیاندازیم. بعضیها که لطف میکنند و سحری هم میل نمیکنند...نتیجه: موجود باد کرده و پف آلودتنی چون پنبه، بی شکل و ضعیف!

زخم معده و زخم دوازدهه (اثنی العشر):

از هورمون های گوارشی گفتم .یکی از کارهای قسمتی از این هورمونها، تنظیم میزان ترشح اسید معده، همچنین باز و بسته کردن دروازه خروجی معده است.این هورمونها را دیوانه کردیم چه اتفاقی میافتد؟ میزان ترشح اسید معده از کنترل خارج میشود، مخاط دوازدهه حساس میگردد و دروازه خروجی معده گاهی محتویات اسیدی را بداخل دوازدهه میریزد .نتیجه:هفته اول رمضان، مراجعات نسبتاً کم است .اما در هفته های بعدی استفراغهای جهنده خونی کف و دیوارهای سفید اورژانش را رنگین میکند .آیا کسی از آمار دقیق آن مطلع است؟ نه ما فقط میبینیم به اندازه هر قطره از آن استفراغها، خون میخوریم...

آغاز دیابت:

یکی از هورمونهایی که ستون فقرات تنظیم متابولیسم است، انسولین میباشد.انسولین میزان قند خون را تنظیم میکند. اگر قند زیاد در دست و بال باشد، انسولین بداخل خون ترشح شده، میزان مصرف قند توسط سلولها را افزایش میدهد. از طرفی دیگر به کبد دستور میدهد که قند را گرفته و بچربی تبدیل سازد. برعکس همین مسائل در هنگام گرسنگی پدید میآید .حالا سی روز، به تواتر چند ساعت، تا خرخره بخوریم و بعد گرسنه بمانیم. چه بلایی بر سر تنظیم انسولین میآید؟ برخی از لوزالمعده ها بشکلی در ساختن انسولین تنبلند (حالا بعلت ژنتیکی یا...) تا بحال بشکل کجدار مریزی، میزان انسولین بدن را تأمین میکردند (این را هم در نظر داشته باشید که پیدا کردن screening چنین انسانهایی borderliners در جامعه هزینه "غیر عملی" دارد) اما در برخورد با این فراز و نشیب های ناگهانی در ماه رمضان به ورشکستگی خواهند رسید .آیا کسی خبر دارد که یک ماه رمضان چند بیمار دیابتی به جامعه هدیه میدهد؟ آیا عوارض نهایی دیابت را میدانید؟ (کوری، از دست دادن کلیه ها، التیام نیافتن زخمها، که حتی گاهی به قطع اندامها میانجامد و...)آیا میدانید که هزینه یک بیمار دیابتی برای جامعه چقدر است؟)

سنگ کیسه صفرا:

صفرا ماده ایست که برای هضم غذا از طرف کبد تولید و در کیسه ای به همین نام ذخیره میگردد.وقتی که یکباره غذای چربی میخوریم، به این کیسه دستوری صادر میشود که محتویات خود را در داخل دوازدهه خالی کند.البته بیشتر اوقات صفرا در درون کیسه میماند و ته نشین شده و تشکیل سنگهای ریز و درشتی را میدهد .حالا باز تصور کنید که سر افطار، فرد روزه دار غذای چرب و نرمی را بعد از مدت مدیدی روزه داری خورد .این سنگها راه میافتند و چون اغلب از ضخامت مجراها بزرگترند، در وسط آنان گیر میکنند. فقط محض امتحان بروید و نگاهی به لیست عمل بخش جراحی عمومی در هفته های پایانی رمضان بیاندازید... فقط همین را برایتان بگویم که درد سنگ صفرا (کولیت) یکی از وحشتناکترین دردهای جهان است که فرد از روی درد خود را از زمین به سقف و از این دیوار تا به آن دیوار میزند.

و وحشتناکترین:

پانکراتیت حاد :

بدن برای هضم پروتئینها از آنزیمهایی بسیار قوی استفاده میبرد. این آنزیمها بشکلی است که در خارج از دوازدهه بی اثرند اما زمانی که با صفرا مخلوط شدند، صفرا چون چاشنی عمل کرده و به آنان قدرت میبخشد.عموماً مجرای این آنزیمهای لوزالمعده با صفرا جداگانه بوده اما هنگام نزدیک شدن به دوازدهه بهم ارتباط مییابند. این ورودی که میگویم بسیار ظریف و کوچک است.حالا تصور بفرمائید که مخاط دوازدهه ملتهب باشد.یا اینکه سنگی که از کیسه صفرا براه افتاده و اتفاقاً سر دوراهی ایندو مجرا گیر کند...این آنزیمی قوی در جایی خارج از دوازدهه (دوازدهه دارای روکش مخاطی خاصی است که آن آنزیم بدان بی اثر است) به چاشنی خود میرسد...بلی حدستان درست است بدن شروع به هضم کردن خود میکند!!علیرغم پیشرفت طب هنوز هم شانس مرگ برای پانکراتیت حاد بسیار بالاست.آیا کسی حق یا بهتر بگویم "جرأت" آمار گیری تعداد پانکراتیتهای حاد ماه رمضان را دارد؟ (توضیح دهم که از علل پانکراتیت حاد یکی fasting و دیگری مصرف بالای الکل است که عمداً در کتب پزشکی ایران، از مهمترین مورد چشم پوشی میگردد ولی به مورد دوم شدیداً اشاره میشود

بالاترين


۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

برگزيدن فرمانده قرارگاه خاتم بعنوان وزير نفت برابر است با دادن رياست بانك مركزى به يك سارق مسلح !


بخدا اين قاسمى براى سرايدارى يك گاودارى هم بايد گواهى عدم سو- پيشينه مياورد و حالا وزيرنفت دومين (سومين ) صادر كننده نفت جهان!!!
رستم قاسمى پاداش دشمنى علنى خود با مردم ايران را ميگيرد ، اين شخص كه در حال حاضر فرمانده قرارگاه خاتم الانبيا است در دستمال بدستى براى مقام عظما گوى سبقت را از همه ربوده است .

واى بر ما !

بالاترين


۱۳۹۰ تیر ۲۵, شنبه

جناب آقاى واحدى، من افتخار ميكنم خمس و زكات خود را بشما بدهم ، لطفا شماره حساب بدهيد !


بنده باكمال افتخار حاضرم به افراد متواضع ، دانا ، مبارز ، ميهن پرست ،و پركارى مثل آقاى مجتبى واحدى كمك مالى نمايم ، لطف فرموده و شماره حساب (ترجيحن "پى پال" - PAYPAL ) يا هر روش ديگرى كه انتقال پول راحت انجام شود در اختيار من و افراد ديگرى كه احتمالا بنحوى در راهى كه شما ميرويد ميخواهند همراه شوند قرار دهيد ، واضح و مبرهن است براى من و امثال من همين بس كه شما بر عقايد و نظرات مطرح شده در ويديوهاى چند روز گذشته خود استوار بمانيد و من و ما را نيز مفتخر به همراهى نماييد .


با كمال احترام - يك همراه كوچك جنبش سبز مردم ايران





۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

بقول رفقا ، مملكته داريم ؟

به نظر من بقای جمهوری اسلامی خیلی غیرطبیعی تر از وجود امام زمان است. البته من به این دلایل نیست که امام زمان را قبول دارم. مهم ترین دلیل این است که ایران مملکت امام زمان است و آقا امام زمان راسا و با قدرت شخصی خودش این حکومت را اداره می کند. به من نگوئید که این حرفها حرف مفت است. یا دلیلی بیاورید که چنین حکومتی با این کارهایی که می کند با کدام دلیل باقی مانده است؟ یا من همین اعتقاداتم را خواهم داشت.

طبیعی است که برای تداوم یک کشور، یک دولت باید وجود داشته باشد. و این دولت باید یک کارهایی بکند. منظور من البته عصر یخبندان اولیه یا دورانی که دایناسورها برای خودشان ول می گشتند روی کره زمین یا زمان تولد جنتی نیست. بالاخره قبول دارید که آن دوره هزاران سال است تمام شده و امروزه روز بدون دولت نمی شود کشوری وجود داشته باشد. دولت ما کجاست؟ اصلا دولتی وجود دارد؟

دو سال قبل یک انتخابات برگزار شد که هیچ کسی جز خود دولتی که وجود دارد باور نمی کند رای مردم شمرده شده باشد. از آن زمان هم تا همین یک هفته بعد از نوروز، تمام مسوولان کشور زور می زدند که ثابت کنند این دولت وجود دارد. شد هشتم فروردین و یک دفعه کاشف به عمل آمد که نه تنها این دولت مصداق بارز بهترین دولت در تاریخ و جغرافیا نیست، بلکه مصداق بارز شیطان است و با رمالی و جنگیری تا حالا عمرش را ادامه داده است. حالا هم یک چیزی به اسم رئیس جمهور وجود دارد که نه مردم قبولش دارند، نه مجلس، نه قوه قضائیه، نه کفار، نه مومنین. خودش هم خودش را قبول ندارد.

می گوئی وزارت اطلاعات، آن که دست رهبر است. می گوئی وزارت خارجه، آن یکی که حق ندارد معاونش را خودش تعیین کند. یک وزارت نفت داریم که مهم ترین وزارتخانه کشور است، ولی وجود ندارد. نصف حکومت می خواهد وزارت نفت باشد، نصف دیگرش می خواهد ادغام شود با یک وزارتخانه دیگر. وزیرش کیست؟ معلوم نیست. همین دیروز، خیلی لازم نیست به تاریخ دور بروید، همین دیروز در اثر سقوط بار جرثقیل در حین عملیات فنی، دو مهندس مهم پالایشگاه تهران کشته شدند. نمی دانم خنده دار است یا گریه دار، ولی کشوری که دقیقا 99 سال قبل اولین پالایشگاهش در آبادان احداث شده، خنده ندارد که بخاطر افتادن یک چیزی از جرثقیل، بخشی از پالایشگاه و مهندسانش از میان بروند؟ یا همین پالایشگاه آبادان، همین یک ماه قبل بخاطر بازدید رئیس جمهور قبل از افتتاح فلان قسمت دچار آتش سوزی شد. یا همین دیروز، نه ده سال قبل، همین دیروز همزمان 15 نیروگاه کشور گازشان قطع شده، آن هم در کشوری که مهم ترین تولید کننده گاز جهان است. این دو تا خبر را داشته باشید. باز هم همین دیروز، خبر منتشر شد که بزرگترین پتروشیمی غرب ایران در ایلام که میلیاردها پول برای راه اندازی اش صرف شده بود، بخاطر نداشتن پول و مشکلات مالی نصفه کاره رها شده.

حتما می گوئید کشور فقیر است و پول نداریم. کشوری که فقیر است و نمی تواند پالایشگاه اش را که میلیاردها برای آغاز ساختش هزینه شده، کامل کند، چطور می تواند به میلیونها نفر یارانه بدهد؟ یا مثلا در همین دیروز، در رزمایش پیامبر اکرم، پنج فروند موشک شهاب محض رضای خدا شلیک شد و پولش دود شد و رفت آسمان. یعنی ما پالایشگاهی را که نصف هزینه اش را کردیم چون پول نداریم، متوقف می کنیم، بعد پولش را یا می دهیم دست مردم که با آن پول قبض آب و برق و گاز را بدهند، یا موشک درست می کنیم و می زنیم وسط بیابان.

البته من می دانم چیزی به اسم دولت ظاهرا وجود دارد، حتی اگر کم کم اسم احمدی نژاد را فراموش کنم، از روی جرایم زندانیان سیاسی یادم می آید که تعدادی آدم برای اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری زندانی و دستگیر شدند و تعدادی کشته شدند و تعدادی کتک خوردند. پس من توهم ندارم، یک کسی به اسم احمدی نژاد که این روزها با اسم مستعار " انحرافی" یا " برخی اشخاص" اسمش را می برند، قبلا وجود داشته. حتی یک کسی به اسم مشائی هم معاونش بوده. حالا غیبت صغری یا کبری رفته بماند.

به عبارت دیگر این چیزی که قبلا اسمش دولت بود، و شانزده هفده وزارتخانه داشته، حالا معلوم نیست چه شده؟ کدام وزارتخانه وجود دارد؟ کدام یکی ادغام شده؟ به فرض که وجود داشته باشد، معلوم نیست وزیر دارد یا سرپرست؟ به فرض که وزیر داشته باشد، معلوم نیست دو ساعت دیگر وزیر برکنار نشده یا دستگیر نشده باشد. تقریبا در کل دولت حتی یک وزیر وجود ندارد که هم رئیس جمهور قبولش داشته باشد، هم رهبر و هم مجلس. دروغ چرا، احتمالا وحیدی تنها وزیری است که کسی با او مشکل ندارد، آن یکی هم در تمام جهان به عنوان تروریست تحت تعقیب است. حالا با این دولت که دستش زیر سر خامنه ای است، لنگش زیر سر مجلس، باهنر گفته " به توصیه آقا فعلا باید دست و پای احمدی نژاد بسته شود." البته العهده علی الراوی، این موجود بی دست و پا چه چیزی دارد که قرار است بسته شود؟

این که از دولتی که حکومت نمی داند دولت دشمن اصلی اش است یا مخالفان حکومت. مجلسی هم که وجود ندارد. اگر توانستید به حافظه تان رجوع کنید و بیش از ده نفر از اسامی نمایندگان مجلس را بگوئید. مردم که قبول شان ندارند و اصلا برای شان تره خورد نمی کنند. احزاب سیاسی که به آنها نمی گویند نماینده مردم و می گویند راهیافته به مجلس. رهبر هم که قبول شان ندارد، اگر قبول داشت هفته ای یکبار مثل بچه دبستانی ها برایشان حکم صادر نمی کرد که به وزرا رای اعتماد بدهید، بعد از دو سال بگوید همان وزرا را برکنار کنید. نصف نماینده ها هم که افسردگی بعد از زایمان مشائی را دارند و معلوم نیست کجا هستند. فروردین می گویند مخالف دولت مخالف ولایت فقیه است، اردیبهشت می گویند طرفدار دولت مخالف ولایت فقیه است.

یک عده ای در مجلس نشسته اند، حق تغییر دولت را که از طرف رهبر نداشتند، رئیس جمهور هم که معتقد بود آنها در راس امور نیستند، نماینده ها جرات نمی کردند اعتراض کنند. این همه پول جابجا شد و قرارداد خارجی بسته شد و عمر رفت و زید آمد و نماینده ها نفهمیدند بالاخره شریک تجاری ایران ایتالیا است؟ چین است؟ ترکیه است؟ برزیل است؟ روسیه است؟ کومور است؟ کی است؟ دل شان خوش بود که مثل بچه مدرسه ای های شلوغ کن، گاهی جلوی دوربین زبان دربیاورند یا انگشت نشان بدهند و " دو دو" بگویند، این هم که به امر ولی امر مسلمین ممنوع شده حالا مجبورند یک سوزن بزنند به آنجای باهنر و بطوری که استکبار جهانی نشوند، جیغ بکشند. 270 نفر آدم بالغ نسبتا عاقل موبایل به دست منتظرند که باهنر به آنها زنگ بزند که اگر لاریجانی هماهنگ کرده بود، با وحید، رئیس دفتر آقا تلفنی حرف بزنند و ببینند که هفته آینده از دولت پشتیبانی قاطع کنند یا بطور قاطع دولت را برکنار کنند. تازه، این مجلس همان مجلس است که شش ماه دیگر باید برود ددر و آخرش جمع بزنند که در این چهار سال چه کار کردیم حاصل این می شود که یک سال زور زدیم یکی بشود رئیس جمهور، یک سال زور زدیم نگهش داریم، یک سال زور زدیم ثابت کنیم برای کسی که خودمان تائیدش کرده بودیم که ما را به رسمیت بشناسد، سال آخر هم زور زدیم که برش داریم. این هم از مجلس مان.

آن طرف هم قوه قضائیه. نصف زندانیانش کسانی هستند که جرم شان مخالفت با دولت است، نصف دیگر زندانیانش جرم شان طرفداری از دولت است. نصف قاضی هایش به دلیل خلاف تحت تعقیب اند، نصف قاضی هایش دنبال محاکمه آن قاضی های متخلف اند. امروز یکی را به جرم مخالفت با دولت می گیرند، در زندان کتک می خورد و بیرون می آید و می شود طرفدار دولت، بعد چون طرفدار دولت است تحت تعقیب قرار می گیرد. فردا یکی را که حامی دولت است می گیرند و زندانی می کنند و به زور وادارش می کنند که اعتراف کند مخالف حکومت است و بعد چون مخالف حکومت است تحت تعقیب قرار می گیرد. این هم شد قوه قضائیه.

بالای همه اینها یک شورای تشخیص مصلحت است که رئیس آن بطور خانوادگی تحت تعقیب و کنترل است و از طرف رهبر بی بصیرت شناخته شده. یک مجلس خبرگان هم داریم که باید رهبر تعیین کند، ولی رهبر رئیس آن را تعیین می کند. یک رهبر هم داریم که سالی یک روز یک تصمیم مهم می گیرد و سالی 364 روز باید همه حکومت جمع شوند که اشتباهاتی را که رهبر در آن روز کرده اصلاح کنند. کسی که نزدیکترین آدم به رهبر است یک ماه بعد بزرگترین دشمن اش می شود و کسی که چهل سال رفیق اش بوده حق ندارد از خانه اش بیرون بیاید، و کسی که هشت سال نخست وزیرش بوده انداخته زندان. البته رهبر پر اشتباه در دنیا فراوان است، ولی بدبختی این است که این رهبر تنها کسی است در حکومت ایران که هم بصیرت دارد، هم فرزانه است، هم دشمن شناس است، هم معجزه می کند، هم شعر می فهمد. این همه مصیبت را کجا ببریم، خدا می داند. بقول ملت مملکته داریم؟


بالاترين